شمیم یاس

 نقش بانوان منتظر

1- تولد یک زن :

هنگامی که حوا آفریده شد و آدم علیه السلام را دید از خداوند پرسید: راستی این موجود شبیه من کیست؟ واین جا چه می کند؟ خداوند فرمود: او آدم است، تو برای او و آرامش او آفریده شده ای و او برای زندگی با تو. در پاسخ به آدم علیه السلام نیز خداوند فرمود: ای آدم حوا کنیز من است. من او را برای آرامش و همدلی و همراهی تو آفریده ام.

در گفتگویی میان حضرت میکائیل و جبرائیل علیهما السلام آنها از تفاوت ها و تشابهات صحبت کردند از جمله جبرئیل گفت: هر دو جسم و روح دارند و ساختار آنها در هر دو یکی است. هر دو مغز و قلب و سیستم تغذیه و تنفس و اعصاب دارند ولی کیفیت آن متفاوت است. هم چنین اگر دقت کنی به یک تفاوت بنیادین می رسی و آن این است جنس حوا و تمام اعضا و جوارحش ظریف تر، لطیف تر و تا حدودی کوچکتر از آدم علیه السلام است.

تجزیه و تحلیل:  بر اساس انسان شناسی فطری زن و مرد از جهت جسمی شبیه هم اند و دارای روح خداوندی بر اساس آموزه های دینی و فرهنگ اهل بیت علیم السلام مسئله زن و تفاوت های زن ومرد این گونه تبیین و دسته بندی می گردد:

الف) زن و مرد از لحاظ جسمی شبیه هم هستند و به ظاهر تفاوت های اندکی از جهت جنسی یا دستگاه توالد و تناسل دارند ولی با دید علمی و پژوهشی تقریبا بین تمام اجزا و سیستم های بدن زن و مرد تفاوت وجود دارد. در مرد این اجزا و سیستم ها کمی بزرگتر، قوی تر و مقاوم تر  و در زن ظریف تر، لطیف تر و حساس تر است.

ب) از جهت اخلاقی و رفتاری، روحیه و اخلاق مردانه همراه با تدبیر و صبر و تحمل و استقامت است و میل به اقتدار گرایی و ساماندهی و فرماندهی دارد، ولی روحیه زن به همراهی و همدلی و محبت و مهربانی و نظم پذیری و ابراز عاطفه میل دارد و اصولا مرد مایل به تسخیر طبیعت و جهان هستی است ولی زن به تسخیر مرد و جذب عشق و علاقه او میل دارد.

ج)از جهت روحی، زن روح زنانه دارد که تفاوت هایی با روح مردانه دارد. از منظر انسان شناسی فطری روح مرد و زن در اصل روح بودن و خصوصیات فطری و صفات خداوندی یکسان هستند ولی شدت و ضعف صفات و گرایش ها متفاوت اند. روحی که به جسم لطیف و زیبای زن تعلق می گیرد، روحی است که مظهر صفات جمال و مهر و محبت خداوند است و در جسم با هیبت و وقار مردانه روحی قرار می گیرد که مظهر صفات جمال و اقتدار و مدیریت است.

د): بازتاب روح زنانه در روحیه و شخصیت زن، کارکردهای بدن زنانه اقتضا می کند روحی به آن تعلق گیرد که واجد دو گروه از صفات باشد. از یک سو در اوج صفات جمالی باشد که از این جهت، عواطف و مهر و محبت و احساسات غالب خواهد بود و از سویی دیگر، جهت کنترل جاذبه های ظاهری و ابعاد روحی احساس برانگیز و برای این که باعث سوء استفاده مردان قرار نگیرد به او حیا داده شده است، یعنی خود کنترلی و دور کردن خود از خط لغزش. از ترکیب این احساس محوری تحت سیطره حیا و عفت، شخصیت تکوینی زن(از جهت فطری وروانی) شکل می گیرد. زن در گرایش به عبودیت با مرد مشترک است و در گرایش های زیبایی و احساسی و اخلاقی غالب است، ولی به واسطه غلبه در احساسات و این که تمام رفتارها و گرایش های او زیر سایه احساسات و عواطف اوست عقل او کم رنگ تر می شود و معنی این کم رنگی غلبه سایه احساسات بر تصمیم گیری های منطقی و تفکرها وشناخت های اوست. پس نقص عقل در زنان به معنی نبود عقل زنان نیست، بلکه به معنی غلبه گرایش های احساسی و عاطفی بر گرایش های عقلانی است و همین امر باعث می شود در مقام تشخیص فکری و یا قضاوت و ارزیابی و نظارت، زن نتواند همانند مرد، تفکر یا قضاوت عقلانی صرف و به دور از احساسات و عواطف داشته باشد.

2- نقش های زنانه:

روز بعد از ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی علیهما السلام پیامبر (ص) به درب منزل ایشان آمد. پس از در زدن و کسب اجازه وارد منزل شدند. عروس و داماد به استقبالش آمدند. پیامبر(ص) همانند همیشه دستهای دخترش را بوسید و از علی علیه السلام پرسید: همسرت را چگونه یافتی؟ او با ادب می فرماید: بهترین یار و یاور در فرمان برداری و بندگی خداوند. پس از صحبت های مختلف علی علیه السلام از پیامبر(ص) خواست برنامه کاری عروس داماد را طراحی کند. پیامبر(ص) نگاهی به آن دو کرد و فرمود: کارهای داخل منزل با فاطمه علیها السلام و کارهای بیرون از منزل با علی. آن گاه پیامبر(ص) رو به علی علیه السلام کرد و فرمود: البته هر گاه وقت داشتی به همسرت کمک کن که محبت او را به دست آوری و باری از دوش او برداری که ثواب بسیاری دارد. فاطمه سلام الله علیها می گوید: در طول زندگی ام از هیچ چیز به اندازه این تقسیم کار پدرم خوشحال نشدم، چرا که زحمت کارهای سنگین در جامعه برابر چشمان نامحرمان را از دوش من برداشت.

تجزیه و تحلیل: بر اساس جدول انسان شناسی فطری حوزه های فردی، حوزه های تکوینی است، یعنی حوزه هایی که خداوند آفریده و بخشی از آنها هم محصول شرایطمحیطی و خانوادگی است. وضعیت زن و مرد در گرایش های چهاگانه چنین است.

گرایش های فطری                                                   زن                                                    مرد

گرایش به معنایابی و عبودیت                                      راه عبودیت او ناظر به ظرافت ها              راه عبودیت او ناظر به روح و جسم

                                                                          وحالات جسمی با تخفیف یا                  عقلانی و اقتدار است.

                 یا تفاوت هایی همراه است.

 

 

 

گرایش فطری                                                       زن                                                   مرد                               گرایش به خیر و اخلاق و عدالت                               اصل خیرخواهی و اخلاق عاطفی در زن      اصل مدیریت صفات اخلاقی                                                                                                          غلبه دارد.        یعنی عدالت در مرد غالب                                                                                                                                   است.

گرایش به تعقل و تعلم                                          زن قدرت علم آموزی دارد ولی تعقل           اصل تفکر منطقی و ارزیابی                                                                       و تفکر او کمتر تحمل رهایی از احساس        قضاوت عقلی عادلانه در مرد                                                                        وعاطفه دارد.                                        غالب است.

گرایش به زیبایی                                               زیبایی های ظاهری و باطنی در زن غالب       مرد زیبابین حسی است و                                                                        است.                                                   با اساس آن به سوی زن                                                                                                                                    کشیده می شود.

 

در مقام طراحی و بازشناسی نقش ها بر اساس جسم و روح زنانه ارزش های زنانه تعریف می شود و ارزش های زنانه، نقش های زنانه را به دنبال خواهد داشت و بدیهی است به جهت هویت انسانی مشترک زن و مرد، این نقش ها در اصل و کیفیت و کمیت خود شباهت های بسیاری دارند. ولی وقتی به مرحله و مرتبه تفاوت ها می رسند دچار تفاوت در روش ها می شوند. خلاصه سخن اینکه تفاوت های تکوینی منجر به تفاوت در نقش آفرینی می شود. و به واسطه همین تفاوت نقش ها و رابطه نقش های زنانه و مردانه است که ازدواج و خانواده اصل و مبنای زندگی بشری قرار می گیرد تا در پناه آن نقش زن مکمل نقش مرد باشد و بالعکس. برای فهم بهتر این نقش باید به جدول انسان شناسی فطری توجه کرد. بر اساس جدول انسان شناسی و خودشناسی در مرحله ی ابعاد وجودی فطری، زن را ضمن خودشناسی حقیقی که ابعاد وجودی اش را به او می شناساند او را به شناخت روحیه زنانه در یک بررسی تطبیقی بین ویژگی های خود و ویژگی های مردانه می رساند. آن گاه پس از کشف استعداد ها و تفاوت ها در مقام طراحی روابط خود به تعریف نقش ها می پردازد. در این مرحله رابطه او با خدایش همانند رابطه مردان با خداست و باید این رابطه را نقطه هدف و غایت زندگی قرار دهد.

زن در مقام طراحی زندگی و کمال یابی انسانی خود باید آن دامنه و بخشی از روابط را اصل قرار دهد که با تکوین و چیستی و کیستی او هماهنگ باشد. آن گاه که زنان رشد فکری شان به غنای لازم رسید، در مقام رشد اجتماعی به شکار و تسخیر مرد همتای خود بپردازد. و پس از کشف و شناسایی آن مرد و ازدواج با او بهترین و مهم ترین نقش برای او ایفای نقش مدیریت خانه است. بدین معنا که کمال انسانی و بهشت زمینی مناسب شخصیت زن و مرد دارای دو مرتبه است: کمال انسانی و بهشت زمینی مرد در نقش آفرینی اجتماعی است ولی خانه بهشت زمینی برای زن به عنوان کوچکترین واحد از بهشت اجتماعی است.

سخن پایانی:

شادمانی حضرت زهرا(س)از تفویض نقش زنانه در چارچوب خانه و خانواده به معنای تحجر یا جامعه گریزی یا بی تفاوتی به جایگاه اجتماعی زنان نیست،بلکه بدین معناست تا زن شخصیت و جایگاه خود را در خانه و خانواده تثبیت و اثبات نکند، نمی تواند جایگا ه های دیگر اجتماعی را تجربه کند یا به عهده بگیرد. چرا که در این صورت پدیده وارونگی نقش ها یا خود ویرانگری در نقش ها رخ می دهد. و زن از زن بودن و مرد از مرد بودن دور خواهد شد و زن مردنما و مرد زن نما خواهد شد و نه تنها در مسیر کمال نخواهند بود بلکه باعث نابودی و هلاک دیگران هم خواهند شد.

اگر زن می خواهد زن باشد باید در سیکل و روند رشد خود در کنار تحصیل و تربیت به ازدواج و ایفای نقش راستین همسری و مادری توجه کند. زنی که بدون تعالی در نقش همسری و مادری پا در جامعه بگذارد زنی خواهد بود که که زمینه ای برای ایفای نقش وارونه در او به واسطه شخصیت عاطفی، اما کنترل نشده(به واسطه ازدواج و خانواده) بسیار زیاد خواهد بود.

با این نگاه سر روایات آخرالزمانی درباره نقش و کارکرد زناندر فسادهای آخرالزمان یا زنانه شدن جامعه آخر الزمان به عنوان بزرگترین طرح ها برنامه های ابلیسی معنا می یابد و این یعنی این که زنی که در چارچوب خانواده به کمال نرسد، احساسات و شهوات و جاذبه های او به تدریج از قید حیا و عفت و صبر و تحمل زنانه(که باید در چارچوب ازدواجو زندگی زناشویی کنترل و رشد می یافت) رهایی یافته و به صلاحی مهلک و ویرانگر برای جامعه حق آخرالزمانی تبدیل خواهد شد، یعنی وضعیتی که هم زن را نابود می کند هم مرد را به نابودی می کشاند، ولی ایفای نقش زنانه در چارچوب خانه و خانواده هم زن را به رشد لازم می رساند و هم مرد عصیان گر عقلانیت گرای عدالت طلب اقتدار گرا را در ÷ناه انس با همسر به آرامش و تکامل می رساند.

3- کپی(تفسیر و مدل) زنانه نقش مسلمان:

"حبابه و البیه اسدی" حبابه بانویی از قبیله بنی اسد بود. او در دوران پس رحلت پیامبر(ص) و قبل از به خلافت رسیدن امیرالمومنین(علیه السلام) در سالهای خانه نشینی حضرت با اهل بیت (ع) آشنا و پس از شناخت اسلام نزد اهل بیت(ع) و پیامبر(ع) جزء شیعیان امیرالمومنین می شود. در بحران های داخلی کوفه یا زمان جنگ صفین از زنان حاضر در صحنه است که  زنان کوفی را برای همراه کردن مردانشان با امام تشویق و تحریص می کند و هم پشت صحنه های جنگ جزء نیروهای امدادی و درمانی است. در زمان امامت امام حسن و امام حسین علیهما السلام(زمان خلافت معاویه) که همه مردم به شام می رفتند تا از هدایای معاویه بهره مند شوند، دیدارهیش را با این دو امام قطع نکرد. او راوی حدیث از امامان شیعه علیهم السلام است و در جمع یاران امام هم گهگاه پرسش های علمی از امام زمان خود بر اساس مسائل یا نیازهای زمانه مطرح می کرد. در روایتی از امام صادق علیه السلام است که جمعی از زنان و مردان تاریخ جزئ یاران رجعت کننده امام زمان(عج) می باشند که سرآمد آنها حبابه والبیه است. با دقت در زندگی حبابه و مقایسه تطبیقی آن با سرگذشت سلمان فارسی می توان تشابه های بسیاری از جهت معرفت شناسی و طراحی نقش بر اساس انسان کامل شناسی +استعداد شناسی+ زمان شناسی یافت. خصوصا که هر دو ضمن توفیق کسب معارف ویژه از اهل بیت(ع) و دریافت مدال رجعت سعی کردند در زمان خود به ایفای نقش مناسب بپردازند. در این مسیر سلمان بر اساس شخصیت مردانه به ایفای نقش اجتماعی و جامعه سازی ایمانی می پردازد، ولی حبابه به اقتضای نقش زنانه متوجه چند حوزه زنانه می شود که عمدتا فرزند خواهی و تربیت فرزندان شایسته، حضور حداقلی و کیفی در شرایط خاص در اثبات حقانیت امام زمان (عج) خود را برای جامعه و تاثیرگذاری مستقیم بر بانوان اسلامی و غیر مستقیم بر مردان جامعه در زمان های گوناگون است.

4- وکیل مدافع زنان:

(اسما دختر یزید از گروه انصار) از پیامبر خدا(ص) سوال کرد چرا ما زن ها باید خانه نشین و محصور(در چهاردیواری منزل) باشیم و رنج تربیت فرزند را متحمل شویم ولی شما مردان آزادید و با کمال آزادی در جامعه تمام اجر و ثواب ها را برای خود برمی دارید و به ما چیزی از این فضیلت ها نمی رسد، در حلیکه مسؤلیت حفظ اموال و تربیت فرزندان شما هم به عهده ما می باشد. پیامبر(ص) فرمودند: بدانید و به همه زنان هم بگویید که نقش و مسؤلیت آنها در خانه شامل همسرداری و فرزند داری شایسته است که متضمن سلامت اخلاقی و گناه زدایی برای مردان است. اگر این کار درست انجام شود و مرد از گناه و خطا دور باشد وظایف زنانه معادل ثواب های مردانه است.

تجزیه و تحلیل:

زن و مرد در مسیر کمال یابی انسانی خود، اول باید نقش ها را بشناسد، بعد با رنگ اخلاص آنها را در مسیر کسب ثواب و اجر هزینه کنند. دیگر لازم نیست مرد برای کسب ثواب نقش زنانه ایفا یا زن برای کسب ثواب، نقش مردانه ایفا کند. چون مرد اجتماعی است و ادبیات بشری هم بر محور جامعه می چرخد ممکن است زنان تصور کنند ادبیات و نظام ثواب و پاداش مردانه مختص شغل ها و نقش های مردانه است، پاسخ پیامبر(ص) این است که ایفای نقش زن توسط زنان پاداشی همانند ایفای نقش مرد توسط مردان دارد و سلامت نقش اجتماعی مردان به ایفای درست نقش زنانه توسط زنان در خانه و خانواده وابسته می باشد. هم سلامت نقش مردان و هم رشد و تربیت درست شخصیت فرزندان به نقش آفرینی درست زنان در نظام خانواده بستگی دارد. وقتی به شخصیت حضرت زهرا(س) نگاه می کنیم یا در امتداد ایشان بانوانی چون فضه خادم آن حضرت یا حبابه والبیه را به عنوان الگوی زنان در پیوند گذشته(علوی تا رضوی) و آینده(مهدوی) می بینیم یا درباره زنان ظهور می خوانیم که همه آنها دانشمندانی در خانه های خود هستند به گونه ای که حتی در خانه های خود آگاه به تفسیر قرآن اند و به آموزش آن به دیگران(دختران) می پردازند، بیانگر این امر است که همان گونه که دانش آموزی در هر هر رشته علمی بین زن و مرد تفاوتی نیست ولی مسئله این است که پس از آموختن دانش حوزه عملیاتی و کاربردی سازی این دانش ها برای زن براساس نقش ها در چارچوب نظام خانواده و بهشت اختصاصی زن و برلی مرد در محدوده جامعه است.

5-سبک زندگی:

ام کلثوم دختر محمد بن عثمان بن سعید"شخصیت و نقش اجتماعی ام کلثوم در دوران غیبت صغری او را به عنوان مهمترین و محوری ترین زن شیعی در این دوران تبدیل می کند. وی بارها روش های انحرافی یا آسیب زا در زندگی در حال اجتماعی شدن خانواده های شیعه را اصلاح و کنترل کرد و به راهبری و راهنمایی زنان و خانواده های شیعه پرداخت و سرانجام در آغاز غیبت کبرا و خانواده های شیعه که جامعه ای بسته و منزوی بود به جامعه و خانواده ای مؤثر و فعال در بغداد و جهان اسلام تبدیل شده بدون اینکه در این تغییر و تحول، آسیب یا عقب نشینی ای صورت بگیرد. بدین گونه تلاش شد تا سبک زندگی زنان منتظر در دوران غیبت و الگوی آن به جامعه منتقل و نهادینه شود.

تجزیه و تحلیل:

در ساختار زندگی دینی بر اساس نظام بازشناسی نقش های فطری_جسمی و تقسیم بندی نقش های زنانه و مردانه طرحواره زندگی چنین است:

در این نظام بر اساس توجه به دو اصل "فطرت وسنت" مبنای زندگی بر رابطه با حق تعالی با روابط فردی و بر خانواده گرایی قرار می گیرد. و غیر از شغل و کار تلاش می شود از جهت نرم افزاری تمام روابط و فعالیت های انسانی در چارچوب خانواده شکل بگیرد. بدین جهت شکل گیری شخصیت اجتماعی، فرزندخواهی، تربیت و رشد ابزار عواطف و مسئله مهم لذت و تفریح و سرگرمی باید در ساختار روابط متقابل و مشترک خانوادگی شکل بگیرد. و حتی مسئله خواب و استراحت که امری ناشی از ابعاد جسمی و مادی انسان است در نقطه اوج خود در کنار همسر و دارای بازتاب ها و اثار بهتر و بیشتری باشد در این طرح معیار ثابت و ثوابت و فطرت ها، سنت ها با هدف عملی عبادت ها و عبودیت هاست.

امروزه شیعه ایرانی در دهه چهارم انقلاب همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند، پس از گذار از دوره ی ایجاد و تثبت انقلاب، رسالت و نقش فرهنگی وفرهنگ سازی دارد. و نقش زن شیعه ایرانی تلاش برای طراحی و ایجاد سبک و الگوی زندگی ایرانی_اسلامی هماهنگ با شرایط زمانی و با قابلیت برای عرصه جهانی است. بر این اساس او درمقام تربیت فرزند، نه تنها نگران تنوع و تجدد طلبی فرزندان و نسل جدید نخواهد بود بلکه می کوشد قبل از آن با ارائه ارزش های ثابث فطری، فرزند را برای مواجهه با این نوع تنوع ها و تجددها، به بینش و بصیرت و معیار و ملاک فطری بر اساس خط کش حق و باطل شناسی فطری_دینی برساند و بر این اساس به او قدرت انتخاب و تصمیم گیری بدهد.

6-نقش و شخصیت عالمانه:

در آن زمان، زنان ایرانی یا محصور در خانه و بی خبر و غافل از جامعه و اطراف خود بودند یا تحصیل کرده و آزاد و فعال در جامعه و به دنبال نجات زنان وآزادی و رهایی آنان از قید و بند محدودیت ها و رساندن آنها به عزت و آزادی در غالب طرح هایی همانند کشف حجاب و تساوی حقوق بودند یا گرفتار خرافات و عقب ماندگی و جهالت و اسیر رمالی ها و نگاه های کاملا احساسی و عاطفی و آکنده از جهالت ها.

او نمی خواست اسیر خرفات باشد و غافل و نه حتی دشمن نقش زنان، پس باید کاری می کرد. او در جستجوی نقش زنان تصمیم گرفت همانند سلمان به جستجوی نقش دینی خود بپردازد. او شروع به تحصیل علوم دینی در اصفهان کرد. اصفهان در آن زمان حوزه علمیه خوبی داشت و در خاندان و محارم او هم علمایی یافت می شدند. ازدواجش را به شرط تحصیل تحت ضوابط دینی پذیرفت. وقتی اولین نوشته های دینی و علمی اش را نوشت و برای حوزه ی علمیه ی نجف، پس از سقوط رضاخان فرستاد، برخی از علمای نجف اجازه اجتهاد به او دادند از آن زمان بود که به بانویی مجتهده مشهور شد. با کمک همسرش و برخی خیرین اول دبیرستان ویژه پسران و دختران را بر اساس مدل اسلامی با ساختار متفاوت ایجاد و در کنار آن هم حوزه ای علمیه برای خواهران راه اندازی کرد. این شخص بانو امین مجتهده اصفهانی بود.

تجزیه و تحلیل:

در مسئله تعلم و تعقل با خلط بین مقام انسان شناسی فطری با انسان شناسی تاریخی فارغ از مسئله حق و باطل و معیار قرار دادن عقل خود بنیاد، شخصیت علمی زنان مورد هجوم و تخریب قرار گرفته است چه در دنیای قدیم، چه در دنیای معاصر، ولی از منظر فطری و تکوینی و دینی زن توانایی دانش آموزی را دارد ولی نباید فراموش کند که توان دانش اموزی او زنانه است. زنان بر اساس آموزه های عام قرانی و آموزه های خاص نبوی همانند مردان در مسیر کمال شناسی و کمال یابی مأمور به تفکر و تعقل و تعلم و دانش آموزی و خود سازی و تربیت عالمانه دینی می باشند. و هیچ گاه در قرآن یا آموزه های دینی، دانش اختصاصی برای مردان و امتیازی برای آنها قرار نداده است.

زن شیعه ایرانی میداند در اخرالزمان در جامعه باطل محوریت با دانشمندان است و آنها دارای بیشترین عطش و میل به جامعه حق و جامعه ظهور هستند. بدیهی است که در آن جامعه دانشمندان اعم از زن ومردند. پس رسالت جهانی زن دانشمند ایرانی رساندن خود به سطحی است که ظرفیت گفتمان جهانی با زنان و بانوان داشمند و اندیشمند جهانی را بیابد. در پایان متذکر می شود که دختر و زن شیعه ایرانی در مقام دانش آموزی و دانش افزایی می تواند بزرگترین هدف شخصی اش بر اساس نقش و شخصیت زنانه، خودسازی فردی خود تا آن حد باشد که وقتی به سن ازدواج رسید بتواند در معرض انتخاب بهترین جوانان و مردان رشد یافته شیعه از جهت علم و ایمان باشد و توان همسری و همراهی با او در مسیر ایجاد خانواده ی الگو در زمان خودش باشد.

7- مسئله و معضل انتخاب شدن یا کردن:

زمانی که در شهر مکه دختر کشی و تحقیر زن در میان اعراب رسم بود، او با صلابت در برابر مردان فامیل ایستاده و تصمیم گرفته بود ضمن حفظ جان دخترانش آنها را آنگونه که می خواست تربیت کند. در این میان یکی از آنها نامش اسما بود. او پاک زیست بود و جعفربن ابی طالب(ع) از او خواستگاری کرد. جعفر برادر بزرگتر علی بن ابی طالب(ع) بود. در مدینه به اقتضای برادری همسرانشان(اسما و حضرت زهرا(س))با وجود فاصله سنی پیوند عاطفی بسیار نزدیکی بین اسما و حضرت زهرا(س) برقرار می گردد و در پنج سال ضمن پیوند عمیق با آن حضرت به ارتقای شخصیت علمی و معنوی خود می پردازد.

سه چهار سال بعد، همسرش شهید می شود. مهمترین مونس او در این روزها حضرت زهراست تا این که با حادثه ای مهم روبرو می شود. ابوبکر از او خواستگاری کرد. اسما به واسطه معرفت و ارتباط علمی ای که با خاندان پیامبر(ص) و حضرت زهرا(س) دارد و دارای درجه ای از معرفت آینده شناسی در علم بلایا و منایاست، با شخصیت حقیقی او آشناست به خواستگاری او پاسخ مثبت می دهد. با این که همسر خلیفه شد. ولی نزدیکترین یار و یاور حضرت زهرا(س) و محرم اسرار او و امیرالمؤمنین است.

ثمره این پیوند پسری به نام محمد است. ابوبکر بعد از سه سال زندگی با او فوت می کند و مدتی بعد اسما به همسری امیرالمؤمنین(ع)در می آید و اسما محمد را در خانه امیرالمؤمنین(ع)تربیت می کند. محمد والی مصر می شود و سرانجام توسط سپاهیان معاویه شهید می شود.

تجزیه و تحلیل:

به تصریح و تأکید آیات قرآنی وقتی کسی پای در راه اصلاح و عمل صالح گذاشت، سنت های امداد و نجات خداوند او را رها نخواهد کرد و حتما هر دختری پاک زیست بود و نقش آفرینی اجتماعی در محدوده و شرایط خود داشت، خداوند برای او زمینه ازدواج مناسب را فراهم خواهد کرد. مواردی بوده که حتی برخی خانواده های متدین و شایسته در تاریخ تشیع مأمور به فرزندخواهی یا تربیت ویژه فرزندان خود شده بودند تا در نهایت آن دختر، صلاحیت همسری بزرگ مردی را در تاریخ تشیع بیابد.

با این نگاه می توان مراحل نقش آفرینی دختران را در مسیر کمال خواهی در موضوع انتخاب همسر و از جهت انتخاب شدن یا انتخاب کردن در سه مرتبه و مرحله به تصویر کشید.

الف)خودسازی جامع و فراهم سازی شرایطی که منجر به انتخاب شدن توسط پسران مؤمن و شایسته بشود.

ب)خودسازی جامع و جستجوگری و در اختیار گرفتن پروسه انتخاب توسط دختر، زن یا اولیای فهمیده و آگاه او.

ج)در مهمترین مرحله سخت انتخاب، این زن یا دختر است که با درک شرایط ویژه، چنان به خودسازی و آماده سازی روحی و معنوی و ایمانی و علمی و عملی خود برسد که اگر درک کرد، در مقطعی وظیفه اوست که همسر انسانی غیر مؤمن یا حتی دشمن دین خدا و ولی خدا در آید، توان مندی ایفای این نقش را داشته باشد.

8- نقش زنانه در کانون زندگی خانوادگی:

شیخ مرتضی انصاری مرجع بزرگ شیعیان بود. شاگردانش روزی دیدند استاد به سرعت به سوی دروازه نجف می رود. شاگردان همراهش تا دروازه نجف آمدند، دیدند شیخ گشت و پیرزنی را یافت. از آن لحظه شیخ عبدی ذلیل در کنار پیرزن بود. یکی از شاگردان به استاد یادآور شد، شما مرجع شیعیان هستید و صلاح نیست این قدر خود را برای این بانوی کهنسال کوچک بکنید. شیخ انصاری با ناراحتی گف

/ 1 نظر / 51 بازدید
حرف دل

باسلام طاعات قبول خداقووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووت التماس دعا یاعلی